کد خبر: ۳۲۴۰۶۹
تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۱

انقلاب هوش مصنوعی یا کودتای سیلیکون‌ولی‌؟(نگاه)

مترجم: سید محمد امین‌آبادی
در حالی که سال 2025 میلادی رو به اتمام است؛ آمریکا بار دیگر با یک تناقض سیاسی روبه‌رو شده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری که زمانی ستون اصلی حمایت طبقه کارگر، ملی‌گرایان اقتصادی و مخالفان جهانی‌سازی بود، اکنون به پرچمدار سیاست‌هایی تبدیل شده که کمتر با روایت کلاسیک جنبش حامی وی «مگا» همخوان است و بیشتر با منافع «سیلیکون‌ولی» و سرمایه‌گذاران فناوری گره خورده است. حمایت بی‌قیدوشرط از گسترش هوش مصنوعی، منصوب کردن چهره‌های قدرتمند فناوری در سمت‌های کلیدی دولت‌، عقب‌نشینی از مقررات پیشین و گشودن دروازه‌های ورود سرمایه‌های عظیم داخلی و خارجی، موجی از نگرانی و مقاومت را میان بخش‌هایی از جمهوری‌خواهان و شهروندان آمریکایی برانگیخته است.
این نگرانی‌ها اکنون به جایی رسیده که ناظران از شکافی عمیق و ساختاری درون جنبش «مگا» سخن می‌گویند؛ شکافی با ابعاد اقتصادی، ایدئولوژیک و امنیتی که می‌تواند چشم‌انداز سیاسی آمریکا را دگرگون کند. به‌گفته منتقدان درون‌حزبی، ترامپ با حمایت از صنعتی که الگوهای اشتغال، اطلاعات و امنیت کشور را بیش از هر زمان دیگری دگرگون می‌کند، از وعده‌های اولیه خود فاصله گرفته و تهدیدهای تازه‌ای را متوجه طبقات متوسط و آسیب‌پذیر آمریکا کرده است.
چرخش در سیاست‌های هوش مصنوعی دولت ترامپ از همان آغاز به کار دولت وی و به دنبال گماردن چهره‌های برجسته حوزه فناوری در مناصب رده‌بالای دولت آشکار شد. منتقدان داخلی استدلال می‌کنند که این انتصابات بازتاب‌دهنده منافع شرکت‌های بزرگ است و ربطی به نیازهای اقتصادی پایگاه رای ترامپ در جنبش «مگا» ندارد. به‌محض آنکه تصمیم‌سازان نزدیک به «سیلیکون‌ولی» در ساختار تصمیم‌گیری کاخ سفید نفوذ کردند، اولویت‌ها تغییر کرد؛ حمایت از مشاغل سنتی جای خود را به شتاب‌بخشی به روندهای اتوماسیون داد و حساسیت نسبت به پیامدهای اجتماعی فناوری کاهش یافت. بسیاری از جمهوری‌خواهان معتقدند این مسیر تازه با اصول بنیادی جنبش «مگا» که بر «بازگرداندن فرصت‌ها به کارگران آمریکایی» تأکید داشت ناسازگار است. به‌زعم آنان، دولت ترامپ به‌جای اتخاذ رویکردی محتاطانه در برابر فناوری‌های پرخطر، بی‌محابا به استقبال صنعتی رفته که چارچوب‌های ایمنی، حقوقی و تنظیم‌گری آن هنوز تثبیت نشده است.
لغو مقررات پیشین درباره توسعه و به‌کارگیری هوش مصنوعی، محور دوم این شکاف درون‌جمهوری‌خواهی را تشکیل می‌دهد. ترامپ با برچیدن بخش بزرگی از چارچوب‌های نظارتی دولت قبلی، عملاً مسیر را برای آزمایش‌ها و استفاده گسترده‌تر از سامانه‌های هوش مصنوعی هموار کرد. مخالفان داخلی می‌گویند بدون ایجاد سازوکارهای جبرانی برای بخش‌هایی که در معرض اتوماسیون قرار دارند، این سیاست نگرانی‌ها درباره امنیت شغلی میلیون‌ها نفر را در آمریکا تشدید کرده است. آنان استدلال می‌کنند که حذف مقررات نه‌تنها خطرات مرتبط با حریم خصوصی، سوگیری الگوریتمی و سوءاستفاده از داده را افزایش می‌دهد، بلکه به شرکت‌های بزرگ اجازه می‌دهد تصمیماتی بگیرند که پیامدهای اقتصادی آن به‌طور نامتناسبی بر دوش کارگران و کارکنان حوزه خدمات می‌افتد. این رویکرد انتقادی بر این دیدگاه استوار است که سرعت رشد فناوری نباید نیاز به حمایت اجتماعی را تحت‌الشعاع قرار دهد؛ و تجربه گذشته آمریکا نشان داده است که آزادسازی بی‌مهار فناوری می‌تواند نابرابری اقتصادی را عمیق‌تر کند.
نقطه تنش سوم به تسهیل ورود انبوه سرمایه-به‌ویژه سرمایه‌گذاری خارجی- در بخش هوش مصنوعی مربوط می‌شود. دولت ترامپ با تغییر قواعد سرمایه‌گذاری و گشودن راه مشارکت شرکت‌ها و حتی دولت‌های خارجی، در عمل یک الگوی تازه از تعامل فناورانه بنا کرده است. بسیاری از حامیان جنبش « مگا » این اقدام را ناسازگار با روحیه ملی‌گرایانه می‌دانند که سیاست‌های ابتدائی دولت ترامپ را شکل می‌داد. منتقدان هشدار می‌دهند که سرمایه‌گذاری خارجیِ بدون محدودیت می‌تواند به وابستگی فناورانه و انتقال ناخواسته توانمندی‌های حساس منجر شود. آنان همچنین یادآور می‌شوند که حضور فزاینده کنسرسیوم‌های فراملی در حوزه هوش مصنوعی، زنجیره‌های تأمین و زیرساخت‌های حیاتی آمریکا را شکننده‌تر می‌کند. از این منظر، حمایت بی‌قیدوشرط از سرمایه خارجی- حتی اگر به رشد صنعتی شتاب دهد- نباید به بهای خطرات امنیتی بلندمدت تمام شود؛ زیرا چنین رویکردی هویت این جنبش را تضعیف و پایگاه اجتماعی آن را متزلزل می‌کند.
فراتر از ابعاد سیاسی و اقتصادی، بُعد اجتماعی این بحران نیز روزبه‌روز برجسته‌تر شده است. نظرسنجی‌ها حاکی از افزایش نگرانی درباره اثرات هوش مصنوعی بر زندگی روزمره، حریم خصوصی و آینده اشتغال است. بدبینی عمومی-که در سال‌های اخیر روندی صعودی داشته-اکنون در واکنش به سیاست دولتی، به نارضایتی ساختارمند تبدیل شده است. شهروندانی که خود را به جنبش مگا منتسب می‌کنند بر این باورند که دولت به‌جای پاسخ به دغدغه‌های آنان، خود را با منافع شرکت‌های فناوری همسو کرده است. این احساسِ فاصله طبقاتی و بی‌اعتنائی نخبگان، همان حسی است که ترامپ زمانی از آن برای بسیج پایگاهش بهره می‌برد؛ اما امروز به مانعی برای انسجام سیاسی او تبدیل شده است. منتقدان در همین حال می‌گویند دولت نتوانسته سازوکاری شفاف برای تضمین پاسخگویی شرکت‌ها در بخش هوش مصنوعی ایجاد کند و همین امر بحران اعتماد عمومی را تشدید کرده است.
در مجموع، سیاست‌های دولت ترامپ در حوزه هوش مصنوعی نه‌تنها مسیر اقتصاد فناوری‌محور آمریکا را با سرعتی بی‌سابقه تغییر داده، بلکه تأثیری عمیق بر پویایی‌های سیاسی جنبش «مگا» بر جای گذاشته است. حمایت پرقدرت از صنعت فناوری- بی‌آنکه تضمین‌های کافی برای امنیت اقتصادی و اجتماعی ارائه شود- باعث شده بسیاری از حامیان پیشین، وعده‌های اولیه ترامپ درباره حمایت از طبقات آسیب‌پذیر را کم‌رنگ‌شده ببینند. گماردن چهره‌های متمرکز بر فناوری، برچیدن مقررات حمایتی و گشودن درهای ورود سرمایه خارجی در بخشی به این میزان حساس، از نگاه بسیاری با اصول بنیادین جنبش حامی ترامپ ناسازگار است. این اقدامات شکاف درونی جنبش «مگا» را از سطح اختلاف نظر به مرحله واگرایی پایدار رسانده است. این واگرایی اکنون در واکنش‌های آشکار و پنهان قانونگذاران جمهوری‌خواه، افزایش نارضایتی در پایگاه اجتماعی مگا و رشد بی‌اعتمادی نسبت به جهت‌گیری دولت ترامپ بازتاب یافته است.
تحولات اخیر نشان می‌دهد این شکافِ در حال شکل‌گیری صرفاً حاصل اختلاف بر سر یک سیاست نیست، بلکه بیانگر فاصله ساختاری میان گفتمان پوپولیسم راست‌گرا و منطق اقتصادِ فناورانه پیشرفته است؛ فاصله‌ای که با تداوم سیاست‌های کنونی بیشتر می‌شود و اکنون ائتلافی را که زمانی در پیرامون ترامپ شکل گرفته بود تضعیف می‌کند. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی نه به ابزاری برای تقویت جایگاه سیاسی دولت ترامپ، بلکه به گسل تازه‌ای بدل شده که انسجام درونی جنبش مگا را می‌لرزاند؛ لرزه‌هایی که پیامدهای آن امروز به‌روشنی در سراسر حوزه سیاسی آمریکا دیده می‌شود.
منبع: کانترپانچ